نو کند کا

لغت نامه دهخدا

نوکندکا. [ ن َ ک َ ] ( اِخ ) یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شاهی است و از 11 آبادی تشکیل شده و 4800 تن سکنه دارد. هوایش معتدل و مرطوب است ومحصول عمده اش برنج و پنبه و غلات و کنف و کنجد و شغل مردمش زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان شاهی است و از ۱۱ آبادی تشکیل شده و هوایش معتدل و مرطوب است و محصول عمده اش برنج و پنبه و غلات و کنف و کنجد و شغل مردمش زراعت است.

جمله سازی با نو کند کا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ور با تو خلیفه نو کند پیمان با او به سر رضا و پیمان شو

💡 جامهٔ کوته سزد کوتاه را نو کند جامه چو کوته شد بلند

💡 مشتی منات داده بیگ جوقه مرد لات تا نو کند پرستش لات و منات را

💡 هر مه که ماه نو کند اظهار زرگری گردون کند ز نعل سمند تو گوشوار

💡 فلک ناقه را زان سبک‌رو کند که هر روز و شب بازیی نو کند

💡 گر ترقی همچو ماه نو کند حال کسی در تنزل عاقبت افتد ز جور روزگار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران