نهیب دادن
مترادفها
فریاد زدن، بانگ زدن، تشر زدن
متضادها
نجوا کردن، زمزمه کردن
فرهنگ معین
( ~. دَ ) (مص ل. ) (عا. ) نعره کشیدن، فریاد زدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نعره کشیدن فریاد زدن: (( نهیب به زندانبان داد ( پطرس شاه ) که ببر این زن جلب را... ) )
ویکی واژه
(عا.)
نعره کشیدن، فریاد زدن.
جمله سازی با نهیب دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خوفم مده که سلمان، در غم تو را بسوزم پروانه را ز آتش، دادن نهیب تا کی؟
💡 معلم با صدای بلند شروع به نهیب دادن کرد تا دانشآموزانی که در کلاس مشغول صحبتهای جانبی و بیمورد بودند، متوجه اشتباه خود شده و دوباره به درس توجه کنند.
💡 در جریان آن بحث داغ سیاسی، یکی از نمایندگان با لحنی تند شروع به نهیب دادن به رقیب خود کرد که باعث شد فضای جلسه به شدت متشنج و ناآرام شود.
💡 گاهی اوقات در تربیت فرزندان، نهیب دادن و توبیخ کردن به تنهایی کارساز نیست و باید از روشهای جایگزین و گفتگوهای سازنده برای اصلاح رفتار آنها استفاده کرد.