نفرین دادن
مترادفها
نفرین کردن، لعنت کردن
متضادها
دعا کردن، خیر خواستن
لغت نامه دهخدا
نفرین دادن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) نفرین کردن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نفرین کردن
جمله سازی با نفرین دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یوجی به دلیل نداشتن قدرت جادویی قادر به شکست دادن نفرین نیست، برای محافظت از مگومی و دوستانش انگشت را میبلعد و میزبان سوکونا که یک نفرین قدرتمند میشود.
💡 همانطور که از این ظاهر منحصربهفرد پیداست، گفته میشود که امپراتور گو-دایگو خودش دعای بودایی باطنی را انجام داده است. در آن زمان امپراتور گو-دایگو به انجام طلسمها و نفرینها برای شکست دادن شوگونسالاری از طریق چنین بودیسم باطنی ادامه داد.