نم گیر

لغت نامه دهخدا

نم گیر. [ ن َ ] ( نف مرکب ) که نم و رطوبت را از چیزی برگیرد و آن را خشک کند. || ( اِ مرکب ) قسمی خیمه و شامیانه که برای دفع مضرت شبنم برپا کنند. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). نم گیره. ( آنندراج ):
نم گیر دولتش به طنابی که بسته اند
بر سایبان حفظ خدا استوار باد.مسیح کاشی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( صفت اسم ) قسمی خیمه و شامیانه که برای دفع مضرت شبنم بر پا کنند.

فرهنگستان زبان و ادب

{hygroscopic} [علوم جَوّ] 1. دارای توانایی بارز در تسریع میعان بخار آب 2. ماده ای که خواص فیزیکی آن براثر بخار آب تغییر چشمگیر می یابد

جمله سازی با نم گیر

💡 جذبه شوق تو هر کس را گریبان گیر شد هر سر مو بر تنش در قطع ره شمشیر شد

💡 ز دنیا زیانت ز دین سود کردی اگر خوار گیری به دین سوزیان را

💡 ای دل همه کار تو به بالا شده گیر اسباب تو یک هفته مهیّا شده گیر

💡 گر ترک نفس گیری و فرمان حق بری فرمانبرت شود ز سما جمله تا سمک

💡 سامسونگ گیر اس بعد از گیر ۲ و در تاریخ ۲۸ اوت ۲۰۱۴ معرفی شد.

💡 چو کرد دامن او گیر وانگهی بلباس پیام پنبه ادا کن سلام او بگذار

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز