نم دیده

لغت نامه دهخدا

نم دیده. [ ن َ دی دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) چیزی یا محلی که رطوبت بدان رسیده. نمین.نمناک. ( آنندراج ). چیزی که رطوبت دارد:
بود سرمست را خوابی کفایت
گل نم دیده را آبی کفایت.نظامی.|| چشم گریان. ( ناظم الاطباء ). || به اصطلاح لوطیان، کنایه از فرج نم ( ؟ ). ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

نمناک، نمدار، مرطوب، چیزی یا جایی که رطوبت به آن سرایت کرده.

فرهنگ فارسی

چیزی یامحلی که رطوبت بدان رسیدهنمناک.

جمله سازی با نم دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم من بی نم مبادا گر گهی چشم خود را بی تو بی نم دیده ام

💡 ره سراسر ز پی مهر تو زان می گریم تا بروید ز نم دیده من مهر گیاه

💡 چو دیوار نم دیده از پا در آرد چو دندان فشارد به سّد سکندر

💡 یکی از تف سینه در قعر دوزخ یکی از نم دیده در موج طوفان

💡 تو گفتی کنون کرده اند از نهاد نه نم دیده زابر و نه گردی زباد

💡 از نم دیده و خون جگر فرهادست هر گل و لاله که از سنگ برون می آید

ملخ یعنی چه؟
ملخ یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز