نظریات وضع
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] نظریات وضع به آرای اصولیون درباره حقیقت رابطه لفظ و معنا اطلاق می شود و در علم اصول فقه کاربرد دارد.
نظریات وضع، دیدگاه ها و نظریه هایی است که در مورد حقیقت وضع (نوع رابطه بین لفظ و معنا) و واضع الفاظ، از سوی علما ابراز می شود.
پیوند میان الفاظ و معانی
بدون تردید، میان الفاظ و معانی پیوندی تنگاتنگ وجود دارد، به گونه ای که با شنیدن هر لفظی، معنای مخصوصی به ذهن تبادر می کند، اما در مورد حقیقت آن، دیدگاه هایی وجود دارد؛ برخی مانند سلیمان بن عباد صیمری معتقدند این ارتباط ذاتی است؛ یعنی چه واضع و اعتبار کننده ای باشد و چه نباشد، از هر لفظی، معنای مخصوص آن به ذهن می آید. اما مشهور معتقدند دلالت الفاظ بر معانی خود، تابع وضع واضع است؛ از این رو، عالمان منطق، دلالت الفاظ بر معانی را از نوع دلالت وضعیه، مقابل دلالت عقلی و طبعی، دانسته اند. البته کسانی که تابعیت دلالت الفاظ را از معانی به کمک وضع واضع می دانند در منشأ وضع و این که واضع حقیقی کیست، اختلاف دارند؛ عده ای همانند مرحوم «نایینی» به الهی بودن وضع اعتقاد دارند، اما مشهور علما، به بشری بودن وضع معتقد هستند.
دیدگاه های مشهور
البته مشهور نیز دو دیدگاه دارند:۱. گروهی واضع اولی هر لغتی را فرد خاصی می دانند؛ برای مثال، می گویند:واضع لغت عرب «یعرب بن قحطان» می باشد.۲. عده ای معتقدند واضع اولیه، فرد یا گروهی مشخص نیست، بلکه همه مردمان نخستین، واضع اولیه هستند.
جمله سازی با نظریات وضع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به باور وی، اصول فرهنگی و هنری یک جامعه و پیشرفت یا عدم ترقی آن بدون شک مربوط به وضع اقتصادی است. وی در آن دوران بر این باور بود که هیچگونه زمینهٔ مساعدی برای پیشرفت نظریات و عقاید تازه و نو هنری در ایران مهیا نیست و گلایه از این داشت که روشنفکران ایرانی از پیشروترین تئوریهای اجتماعی جهان جانبداری میکنند ولی وقتی گفتوگو از پیشرفت فرهنگ و هنر پیش میآید به عللی با آن مخالفت میکنند و حال آنکه با تغییر رژیم اقتصادی دگرگونی در فرهنگ جبری است و بدون شک زندگی تازه و نو به هنر جدید احتیاج دارد.
💡 ایدئولوژی به معنی اشتراکات فرهنگی و عقیدتی است که بهنحوی نمادین بیان میگردد، ایدئولوژی به معنای خاصش نوعی انقلاب گفتاری محسوب میشود که اهداف جدیدی را پیش روی افراد ناراضی از وضع موجود قرار میدهد تا در حول آنها به ارائهٔ نظریات و ایدههای جدید اقدام شود. برینتون گفته که هیچ انقلابی بدون ظهور ایدئولوژی جدید شکل نمیگیرد. این ایدئولوژی اهداف دور از دسترسی را که کمبود حکومت موجود است و حکومت نمیتواند آنها را تحقق بخشد، نشانه میرود تا هم رضایتی عقلایی از ارضای آنها در آینده برای جذب عامّیون استفاده کند و هم با آرمانهایش به ساختارهای نخبگان ساخت بدهد و آنها را در یک جهت هماهنگ کند.