لغت نامه دهخدا
نزدیک ها. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) جاهای قریب و نزدیک. حوالی. || زمانهای قریب. ( ناظم الاطباء ).
نزدیک ها. [ ن َ ] ( اِ مرکب ) جاهای قریب و نزدیک. حوالی. || زمانهای قریب. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو عمر عاشقان بیقرار و بیشکیب گاه از نزدیک دوری در گذر میبینمت
💡 ز دور آن لب به سبزی می زند نزدیک شد گویی که گیرد سبزه نورسته گرد چشمه نوشش
💡 به مرور زمان درقرن هفدهم تغییراتی مهم پدید آمد. نمای ساختمان از اینکه به شکل هم سطح ساخته شود تغییر یافت. بخش مرکزی بیش از دیگر قسمتهای ساختمان به خیابان نزدیک شده بود برای بیان اینکه نمای ساختمان به سوی فضای زندگی شهری روی آوردهاست.
💡 چون تو فانی میشوی نزدیک او بگذر از این راه پر باریک او
💡 ای هوس آنهمه مغرور اقامت نشوی نسبت سنگهم اینجا بهشرر نزدیک است
💡 نزدیک به ۱۷ هزار نفر نیز، در وبسایت تیم مسابقه دوکاتی عضو هستند. گروههای بسیار زیادی در آمریکای شمالی رانندگان و صاحبان دوکاتی را گرد هم آوردهاند. بعضیها نیز علاقهمند به جمعآوری، خرید و فروش مدلهای قدیمی و کلاسیک دوکاتی هستند.