لغت نامه دهخدا
نانجوی. ( نف مرکب ) جوینده نان. روزی طلب. || گدا. گدائی کننده. || طالب دنیا. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ):
تو چون نامجوئی ز نانجوی بگسل
که جم را به مور اقتدائی نیابی.خاقانی.
نانجوی. ( نف مرکب ) جوینده نان. روزی طلب. || گدا. گدائی کننده. || طالب دنیا. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ) ( ناظم الاطباء ):
تو چون نامجوئی ز نانجوی بگسل
که جم را به مور اقتدائی نیابی.خاقانی.
( نان جو ی ) ( صفت ) ۱ - آنکه درطلب نان بر آید.۲ - گدایی کننده گدا.۳ - طالب دنیاودنیاوی: توچون نام جویی زنانجوی بگسل که جم رابه موراقتدایی نیابی. ( خاقانی )
💡 2 - مرا در مورد حصيربافى و خوردن نان جوين سرزنش كرده بودى، اين سرزنش بىمورد است، سوگند به خدا خوردن نان جوين و حصير بافى و بى نيازى از افزونطلبى نزد خدا بهتر است و به تقوا نزديكتر مى باشد، و از غضب حق مومن و ادعاى بيجا،برتر است، زيرا بارها ديدم كه پيامبر (صلى الله عليه و آله ) نان جو مى خورد و دراين مورد خوشحال بود.
💡 ((سبوس جو، داراى ويتامينهاى ((ب )) بمقدار زياد مى باشد، خوردن آن نيز سبب مىشود كه ميكروبهاى مفيدى كه در معده بوده و ويتامينهاى ((ب )) مى سازند رشد نموده،مقدار زيادى ويتامين ب تحويل بدن انسان نمايند. بنابراين خوردن نان جو، با غذاهايىكه ويتامين ب زياد دارند جايز نيست ))(162)
💡 نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا
💡 کرده در نان جوی امساک بهر قوت خویش گنج ها را صرف در ایثار و اعطا ساخته
💡 در شب نوزدهم ماه رمضان دو قرص نان جو، يك كاسه شير و مقدارى نمك در يك ظرف براىافطار خدمت پدر آوردم. وقتى نمازش را به اتمام رساند. براى افطار آماده شد.
💡 بختیاریها اعتقاد دارند خوردن ماست، شیر، پنیر، کنجد، کدو و نان جو در شب یلدا موجب فراوانی نعمت تا پایان سال میشود و سبب میشود که وجود این نعمتها تا سال بعد را تضمین کند.