ناصر جنگ

لغت نامه دهخدا

ناصرجنگ. [ ص ِ ج َ ] ( اِخ ) احمد ( امیر... ) بن نظام الملک آصف جاه ملقب به نظام الدوله از حکام حیدرآباد دکن است. وی در جمادی الاَّخرة 1161به سلطنت رسید و به سال 1164 کشته شد. شعر می گفت و در شعر گاهی ناصر و گاهی آفتاب تخلص می کرد. مؤلف تذکره روز روشن این ابیات را از او نقل کرده است:
رنگ زردم مگر از حالت دل گوید حرف
پیش آن آینه رو تاب نفس نیست مرا.*می کند سحر در علاج دلم
نرگس یار اگر چه بیمار است.
و نیز رجوع به شمع انجمن ص 461 شود.

فرهنگ فارسی

احمد بن نظام الملک آصف جاه ملقب به نظام الدوله از حکام حیدر آباد دکن است.

جمله سازی با ناصر جنگ

💡 ز دوستان تو چون کس تو را نشد ناصر به جای جنگ نمودی تو صلح با دشمن

💡 من پسر با ارزشترين كسانى هستم كه سعى بين صفا و مروه نموده اند. من پسربزرگترين حج گزارنده ام. من پسر آن شخصى هستم كه از مسجد الحرام به مسجدالاقصى رفت. من فرزند آن كسى هستم كه جبرئيل در سدرة المنتهى از او باز ماند. من پسرآن كسى هستم كه در مقابل پيامبر با دو شمشير و دو نيزه جنگيد و دو هجرت اختيار نمود ودر دو ركعت شركت داشت، سرباز فداكار جنگ بدر و حنين، آنكه يك چشم بهم زدن كفر بهخدا نورزيد. من پسر صالح المؤ منين و وارث انبياء و نابود كننده ملحدين و پيشواى مسلمينو زين العابدينم. من پسر ناصر دين خدا و معدن حكمت پروردگار و گنجينه علم خدايم،آن مرد سخى، هوشيار، روزه گير و شب زنده دار...

بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز