نازک پوست

لغت نامه دهخدا

نازک پوست. [ زُ ] ( ص مرکب ) که پوستی نازک و ظریف و ترد دارد. که پوستش کلفت و ضخیم و خشن نیست.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پوستی نازک و ظریف دارد.

جمله سازی با نازک پوست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موی ولوس، موی کرکی یا موی پرزی موهایی کوتاه، نازک، روشن رنگ و به سختی قابل دید هستند که در بیشتر قسمت‌های بدن انسان در دوران کودکی ایجاد می‌شوند. استثناها در مکان رشد آنها عبارتند از لب‌ها، پشت گوش، کف دست، کف پا، برخی از نواحی خارجی تناسلی، ناف و بافت و جای زخم. تراکم مو – تعداد فولیکول‌های مو در هر ناحیه از پوست – از فردی به فرد دیگر متفاوت است. طول هر تار موی ولوس معمولاً کمتر از ۲ میلی‌متر (۱/۱۳ اینچ) است و فولیکول آن به غده چربی متصل نیست.

💡 نقاره از دو طبل کاسه مانند درست شده که کاسهٔ بزرگتر صدای «بم» و کاسه کوچک صدای «زیر» می‌دهد. کاسه‌های نقاره را از مس یا سفال درست می‌کنند و روی آن پوست گاو یا گوسفند می‌کشند. برای نواختن این ساز معمولاً آن را بر روی پایه‌ای مخصوص سوار می‌کنند، در مجالس خانگی یا مشابه، ساز را بر روی قطعه فرشی قرار می‌دهند و با دو ترکهٔ نازک چوب بر آن می‌کوبند.

هاچ یعنی چه؟
هاچ یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
ستارگان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز