لغت نامه دهخدا
ناخوش شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیمار گشتن. ( ناظم الاطباء ). مریض شدن. و نیز رجوع به ناخوش شود.
ناخوش شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بیمار گشتن. ( ناظم الاطباء ). مریض شدن. و نیز رجوع به ناخوش شود.
( مصدر ) بیمارشدن مریض گشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سهل بن عبدالله مى گويد: (اگر قلب به پليدى هائى آلوده باشد كه خداوندمتعال آن ها را ناخوش مى دارد، وارد شدن نور و روشنائى بر چنين قلبى، حرام و ممنوعخواهد بود).(302)
💡 تا طبع درآمد شدن هر خوش و ناخوش غمخوار پناهی طلبد شادی و غم را