لغت نامه دهخدا
ناگرفتنی. [ گ ِ رِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که گرفتنی نیست. مقابل گرفتنی. رجوع به گرفتنی شود.
ناگرفتنی. [ گ ِ رِ ت َ ] ( ص لیاقت ) که گرفتنی نیست. مقابل گرفتنی. رجوع به گرفتنی شود.
که گرفتنی نیست. مقابل گرفتنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منزل گرفتنی در دل دلدادگانت گرچه نگنجی در زمین و آسمانها
💡 ثُمَّ قَبَضْناهُ إِلَیْنا قَبْضاً یَسِیراً (۴۶) آن گه ما خود میگیریم آن سایه را باز گرفتنی آسان.
💡 و هان تا نگویی که من از طول أمل خالیم و فریب شیطان نخوری بدان که هر که زیادتر از آنچه ضروری یک سال است جمع می کند طول أمل دارد و همچنین هر که أمور او متفرق و با مردم معامله و محاسبه دارد که زمان آن طول می کشد و دادنی و گرفتنی دارد و با وجود این، مضطرب نیست طویل الأمل است.
💡 وی به عنوان نامزد حزب مؤتلفهٔ اسلامی در انتخابات نامنویسی کرد. میرسلیم با شعار «راستی و درستی» و «حق گرفتنی است» در انتخابات شرکت کرد.
💡 فَعَصی فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ سر کشید فرعون از آن رسول فَأَخَذْناهُ أَخْذاً وَبِیلًا (۱۶) فرا گرفتیم او را فرا گرفتنی گران.
💡 خوّاص را پرسیدند چونست که مردم بسماعِ قول حرکت کنند و بقرآن حرکت نکند گفت زیرا که سماع قرآن را فرا گرفتنی باشد که کس حرکت نتواند کرد از هول و قوّت و غلبۀ او وسماع قول ترویح بود، مردم اندرو بحرکت آید.