میوه بوم
لغت نامه دهخدا
میوه بوم. [ می وَ / وِ ] ( اِ مرکب ) ناحیتی که از آن میوه خیزد. مقابل غله بوم. ( یادداشت مؤلف ): بوان و مروست، بوان شهرکی است با جامع ومنبر و مروست با آن رود و میوه بوم است چنانکه درختان آن مانند بیشه است. ( فارسنامه ابن البلخی ص 125 ).
فرهنگ فارسی
ناحیتی که از آن میوه خیزد مقابل غله بوم
جمله سازی با میوه بوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مینوی ابر سفید یک جانور همهچیزخوار فرصتطلب است. معمولاً از انواع علفهای دریایی و لارو حشرات تغذیه میکند. آنها به ویژه از پشه و میگو لذت میبرند. در مواقع فشار شدید بومشناختی، مانند خشکسالی یا نفوذ نور خورشید، اغلب برای منابع غذایی مغذیتر از جمله میوهها، آجیلها، از پوشش گیاهی ساده چشمپوشی میکند و در موارد شدید، مشاهده شدهاند که از لاشههای جانداران زنده برکهای نیز تغذیه میکنند.
💡 اگر به دنبال به هستید باید به بازار کشاورزان یا مغازههای مخصوص سبزی مراجعه کنید. این میوه بومی ایران و جنوب اروپا و آسیای صغیر بوده و اکنون به صورت جهانی در ترکیه، چین، ازبکستان، ایران، آرژانتین و نیوزیلند پرورش مییابد.
💡 در سربیژن مراتع دامپروری،مزارع کشاورزی و باغات میوه به عنوان رکن اصلی روستا شناخته میشوند،در سالیان اخیر هجوم شهروندان غیر بومی خصوصا از مناطق گرمسیری جنوب کرمان و استان هرمزگان به این بستر؛ در جهت ایجاد مکانهایی برای فراغت و حفر چاهای غیر مجاز آب در این حریم؛آسیب جدی به بافت بومی و سنتی روستا وارد کرده است.
💡 همه سنگ و خارست آن بوم و مرز تهی یکسر از میوه و کشت ورز