لغت نامه دهخدا
میراث گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ارث گذار. میراث گذارنده. که مال یاملک از خود به مرده ریگ گذارد. رجوع به میراث شود.
میراث گذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) ارث گذار. میراث گذارنده. که مال یاملک از خود به مرده ریگ گذارد. رجوع به میراث شود.
ارث گذار میراث گذارنده که مال یا ملک از خود به مرده ریگ گذارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در این روز بهطور معمول موضوعی را مشخص میکنند تا مردم و علاقه مندان به صورت مستقیم از موزه دیدن کنند و در رابطه با موضوعی که موزه برجسته کردهاست بحث و گفتگو کنند. با این نام گذاری موزهها جایگاه و ارزش خود را به عنوان یک نهاد دائمی در بین مردم به دست میآوردند. این نهاد وظیفه دارد میراث ملموس و ناملموس جامعه بشری را نگهداری کند و فضایی را برای اهداف آموزشی و مطالعه بیشتر آماده کند. نقش موزه در تبادلات فرهنگی، غنیسازی فرهنگها، توسعه درک متقابل، همکاری و صلح میان مردم بسیار پررنگ است و با تعیین روز موزه آگاهی مردم در مورد نقش موزهها در سطح بینالمللی بالا میرود.