لغت نامه دهخدا
میراث دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) ارث دادن. واگذاشتن اموال و املاک و جز آن برای بازماندگان. توریث. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ایراث. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ).
میراث دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) ارث دادن. واگذاشتن اموال و املاک و جز آن برای بازماندگان. توریث. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). ایراث. ( ترجمان القرآن جرجانی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ).
مال و وجوه برای بازماندگان بجاگذاشتن ایراث
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فتوحالسلطنه که هنر بهزاد (که میراثدار پدر بزرگش، میرزا لطفالله شیرازی بود) را به خوبی میدانست، پس از نجات دادن وی از بیماری، یک کتاب خطی خمسه نظامی را به وی سپرد که بهزاد در مدت یک سال اقامت او در منزلش آن را با نگارههایی زیبا تصویرسازی کرد. فتوح السلطنه از بهزاد دعوت کرد بعد از تمام شدن نقاشیها با او به اروپا برود تا کتاب را در آنجا بفروشند.
💡 حفاظت ابنیه روندی است که از طریق مداخلات برنامهریزی شده؛ مواد و تاریخ و طراحی تمامیت میراث فرهنگی را تمدید میکند. فرد درگیر این حرفه به عنوان حافظ بنا شناخته شدهاست. تصمیمگیری برای کی و چگونه شرکت دادن دخالت ها؛ در حفاظت نهایی از اشیای غیرمنقول حیاطی هستند. در نهایت، تصمیم ارزشمند مبتنی است بر: ترکیبی از هنری، متنی، و ارزش اطلاعاتی بهطور معمول در نظر گرفته شود. در برخی موارد تصمیم به عدم مداخله ممکن است مناسبترین انتخاب باشد.