مکتب انسان گرایی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مکتب انسان گرایی (روان شناسی). این اعتقاد که رویکردهای فرویدی و یادگیری، صرفا تصویر ناقصی از توان بالقوه آدمی فراهم می آورند، به یک جنبش متضاد انجامید که به آن روان شناسی نیروی سوم، روان شناسی انسان گرا یا روان شناسی کمال گفته می شود.این مکتب اراده انسان را اصل قرار داده و رفتارهای انسانی را به مراتب بالاتر از موش های آزمایشگاهی یا آدم های ماشینی قلمداد می کند و مخالف کمی سازی رفتار انسان است.هدف روان شناسی انسان گرا، فهمیدن جنبه هایی از طبیعت انسانی افراد است نه پیش بینی یا تنظیم رفتار آن ها.
در نخستین سال های دهه ۱۹۶۰ جنبشی در روان شناسی آمریکا به وجود آمد که به عنوان روان شناسی انسان گرا یا "نیروی سوم" شناخته شده است. چنان چه از اصطلاح نیروی سوم استنباط می شود، روان شناسی انسان گرا می خواست جای دو نیروی عمده روان شناسی، یعنی رفتارگرایی و روان کاوی را بگیرد. آبراهام مازلو (۱۹۷۱-۱۹۶۸) بنیان گذار مکتب انسان گرایی و یکی از شاخص ترین و فصیح ترین مبلغان روان شناسی کمال، همچنین یکی از مهمترین نظریه پردازان نهضت توانایی های انسان می باشد. او کسی است که این دیدگاه را به عنوان نیروی سوم در روان شناسی آمریکا معرفی کرد. به عقیده او هر فرد، دارای گرایش ذاتی برای رسیدن به خودشکوفایی است که بالاترین سطح نیاز انسان است. کارل راجرز (۱۹۸۷-۱۹۰۲) یکی دیگر از نظریه پردازان مکتب انسان گرایی است. راجرز در حرکت بالقوه انسان نفوذ داشت و کارهای او بخش اصلی جنبش بالنده برای انسانی کردن روان شناسی به شمار می رود. به عقیده او؛ همگی ما از یک گرایش فطری برای رشد و کمال برخورداریم. یعنی از نیاز به پرورش و گسترش تمامی توانایی ها و قابلیت هایمان بهره مندیم، اما فقط در صورتی این توانایی ها را پرورش خواهیم داد که خودمان را درست شناخته باشیم.
پروین، لارنس ای، روان شناسی شخصیت، ترجمه محمدجعفر جوادی و پروین کدیور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۲۴۶.
روان شناسی انسان گرا، فلسفه ای است که به مقام و امیال و اهمیت انسان بیش از سایر چیزها معتقد است. روان شناسان انسان گرا معتقدند که رفتار انسان معنی دار است و معلول عده زیادی از عوامل فیزیکی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و پیچیده است.
پورافکاری، نصرت الله، فرهنگ لغت، تهران، نشر فرهنگ، ۱۳۷۳، چاپ اول.
۱. ↑ پروین، لارنس ای، روان شناسی شخصیت، ترجمه محمدجعفر جوادی و پروین کدیور، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۲، چاپ اول، ص۲۴۶.۲. ↑ پورافکاری، نصرت الله، فرهنگ لغت، تهران، نشر فرهنگ، ۱۳۷۳، چاپ اول.۳. ↑ دبلیو، جان، زمینه روان شناسی سانتراک، مهرداد فیروزبخت، تهران، رسا، ۱۳۸۳، چاپ اول، ص۵۲.۴. ↑ اتکینسون، ال ریتال، زمینه روان شناسی هیلگارد، حسن رفیعی و همکاران، تهران، ارجمند، ۱۳۸۳، چاپ سوم، ج۲، ص۴۷۲.۵. ↑ اتکینسون، ال ریتال، زمینه روان شناسی هیلگارد، حسن رفیعی و همکاران، تهران، ارجمند، ۱۳۸۳، چاپ سوم، ج۲، ص۴۶۹.۶. ↑ شولتز دوان پی و شولتز سیدنی الن، تاریخ روان شناسی نوین، علی اکبر سیف و همکاران، تهران، دوران، ۱۳۸۴، چاپ هفتم، ص۵۲۹-۵۳۰.۷. ↑ شولتز دوان پی و شولتز سیدنی الن، تاریخ روان شناسی نوین، علی اکبر سیف و همکاران، تهران، دوران، ۱۳۸۴، چاپ هفتم، ص۵۳۳.
منبع
...

جمله سازی با مکتب انسان گرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رواقیون فرزندان خلف زمانه‌شان بودند، دنیا را سرمین خود می‌دانستند و به همین خاطر ذهنی بازتر از کلبیان هم عصر خود داشتند. آن‌ها به اجتماع انسان‌ها توجه می‌کردند، به سیاست اهمیت می‌داند و حتی بعضی از آن‌ها از جمله قیصر مارکو آورلیوس(Marcus Aurelius)(۱۲۱ تا ۱۸۰ م) به مقام‌های بالای کشوری رسیدند. رواقیون به ویژه سیسرون(Cicero) خطیب، فیلسوف و سیاستمدار پیرو این مکتب، سعی داشتند تا فرهنگ و فلسفهٔ یونانی را در امپراتوری روم گسترش دهند. سیسرون(۱۰۶تا ۴۳ق. م) مفهوم انسان مداری(Humanismus) را به صورت نوعی جهان بینی مطرح کرد، که هستهٔ مرکزی آن انسان بود. چند سال بعد، رواقی دیگری به نام سنکا()(۴ق. م تا ۶۵م) در نوشته‌هایش این جمله را آورد که انسان به خاطر وجود انسان هاست که آرامش می‌یابد. این عبارت شعاری شد برای مکتب انسان مداری ای که قرن‌ها بعد به وجود آمد.