حکه ای

لغت نامه دهخدا

حکه ای. [ ح ِک ْ ک َ / ک ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به حکه. مبتلا به خارش. || مأبون. خارشکی. ابنه ای.

جمله سازی با حکه ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مدخل «چرمینه» اینگونه نوشته شده‌است: «... کیرکاشی. (برهان ذیل چرمه). آلتی که از چرم سازند و زنان حکه پر فروکنند. (آنندراج). کیر کاشی و مچاچنگ. (ناظم الاطباء). ذکر مصنوعی که از چرم ساخته می‌شد. (فرهنگ نظام). چرمه». و در شعری از شفایی آمده‌است:

💡 زین کیر که می‌دهم نشانت از حکه مگر دهم امانت

💡 گرچه از حکه در تعب باشی... خر را به... خویش مخار

شارلوت یعنی چه؟
شارلوت یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز