گز گزانگبین
لغت نامه دهخدا
گز گزانگبین. [ گ َ زِ گ َ اَ گ ُ / گ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) رجوع به گز خوانسار و جنگل شناسی ساعی ص 198 شود.
فرهنگ فارسی
گز خوانسار
جمله سازی با گز گزانگبین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در واقع در ۳۵۰۰۰ گزی شمال باختری داران و ۱۰۰۰ گزی راه ازنا به اصفهان. موقع جغرافیایی آن کوهستانی و هوای آن سردسیری است. آب آن از قنات و چشمه تأمین میشود. و محصول آن غلات، حبوب، گزانگبین و شغل اهالی زراعت وگله داری و صنایع دستی زنان جاجیم و قالی بافی است. راه آن فرعی است.
💡 در ایران غالباً با نوعی شیرینی پذیرایی میشود که یکی از ترکیبات اصلی آن ماده شیرین سفید صمغمانندی به نام گزانگبین است که همراه با گلاب و آرد و مغز پسته به صورت قرص شیرینی به قطر تقریباً هشت سانتیمتر و ضخامت کمتر از یک سانتیمتر ساخته میشود.