لغت نامه دهخدا
موی تراشیدن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن موی سر و ریش. موی گیسو ستردن. ( از یادداشت مؤلف ). سبت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). و رجوع به موی تراش شود.
موی تراشیدن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تراشیدن موی سر و ریش. موی گیسو ستردن. ( از یادداشت مؤلف ). سبت. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). و رجوع به موی تراش شود.
تراشیدن موی سر و ریش ٠ موی گیسو ستردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در یهودیت، اصلاح با تیغ بر اساس تفسیر خاخامی لاویان ۱۹:۲۷ که میگوید: «گوشههای سر خود را متراشید، و گوشههای ریش خود را مچینید» ممنوع است. میشنا این را به عنوان منعی بر استفاده از تیغ بر روی ریش تفسیر میکند. این ممنوعیت در مکتوبات کابالایی بیشتر بسط داده شده است. ممنوعیت هلاخایی به تراشیدن موی قسمت کنار گوش و گوشههای ریش به وسیلهٔ تیغ اعمال میشود.