لغت نامه دهخدا
موحنایی. [ ح َ ] ( ص مرکب )آن که موی سرش به رنگ حنا باشد. ( یادداشت مؤلف ).
موحنایی. [ ح َ ] ( ص مرکب )آن که موی سرش به رنگ حنا باشد. ( یادداشت مؤلف ).
( صفت ) آنکه موی سرش برنگ حنایی باشد: [ دختری بود مو حنایی ]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در بیشههای خلیج، نزدیک شیب تپهها، پاییز آمدهاست، پاییزی لطیف… مادیان حنایی رنگی یال میافشاند.
💡 در مورد زندگی حنایی فیلم مستند و عنکبوت آمد (۲۰۰۱) و دو فیلم سینمایی عنکبوت (۱۳۹۸) و عنکبوت مقدس (۱۴۰۱) ساخته شدهاست.
💡 کاغذ غمنامه را کردم حنایی از سرشک تا به یاد او دهم چشم به خون پرورده را
💡 ز خاک آن کف پا بوسهای میخواست مژگانم سرشکی را حناییکردم و بر چشم تر بستم
💡 خونم آخر به کف پای کسی خواهد ریخت این همان رنگ حناییستکه من میدانم