مملکت پناه

لغت نامه دهخدا

مملکت پناه. [ م َ ل َ / ل ِ ک َ پ َ ] ( ص مرکب ) از القاب پادشاه است، یعنی پشت و پناه اهالی مملکت. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

از القاب پادشاه یعنی پشت و پناه اهالی مملکت.

جمله سازی با مملکت پناه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پناه اهل هنر، زین دین، یگانه عصر که افتخار کنند مملکت به چون تو وزیر

💡 تا حال ما گیلان بیه‌پس و گسکر و کهدم را به اقطاع شما مقرر کرده بودیم و الحال همت والانعمت پادشاهانه اقتضای آن نموده که مملکت بیه‌پس را به فرزندی شاه جمشیدخان، نوادهٔ مظفر سلطان، و گسکر را به امیره ساسان و کهدم را به کامران خلیفه واگذاریم. می‌باید که آن سیادت و سلطنت پناه دست تصرف از الکای مذکور بازداشته به وکلای ایشان گذارند و از سیادت ایشان احتراز و اجتناب نمایند

💡 از همه رنج مملکت برد پناه بر درت راستی آنکه بیش ازین نیست دوای مملکت

💡 صاحب عادل، پناه مملکت، صدر جهان، حاتم ثانی، جهان معدلت، جان سخا

💡 پناه مملکت او بود درگذشت کنون امید ملک بدین خواجه ملک سیر است

شبیر یعنی چه؟
شبیر یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز