ملک شکار

لغت نامه دهخدا

ملک شکار. [ م َ ل ِ ش ِ ] ( ص مرکب ) شکار کننده ملک. که شاهان رااز پای درآورد. که شاهان را مغلوب کند:
میربزرگ نامی، گرد گران سلیحی
شیر ملک شکاری، شاه جهان گشایی.فرخی.

فرهنگ فارسی

شکار کننده ملک. که شاهان را از پا در آورد.

جمله سازی با ملک شکار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خانم اولیور هرکول پوآرو را برای دادن جایزه شکار قاتل به ملکی که صاحبش سر جرج استایز است با دادن تلگرافی دعوت می‌کند اما به نظرش چیزی درست نیست و رفتار مهمانان این مسابقه مشکوک است و قرار است قتلی رخ بدهد بنابراین از دوستش دعوت می‌کند تا این احساساتش را بررسی کند. پوآرو به سرعت با قطار سریع‌السیر به آنجا می‌رود و متوجه رفتار مشکوک مهمانان می‌شود و پس از چندی در مسابقه شکار قاتل جسد دختری که قرار بود نقش مقتول را بازی کند پیدا می‌شود. او به قتل رسیده‌است و هرکول پوآرو پرده از راز این قتل برمیدارد.

کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز