مقصود غلام
لغت نامه دهخدا
مقصود غلام. [ م َ غ ُ ] ( اِخ ) از شاعران قرن دهم هجری و از تربیت شدگان ابن حسین میرزا بود. از اوست:
مه است روی تو یا آفتاب از این دو کدام است
شب است زلف تو یا مشک ناب از این دو کدام است.
و رجوع به مجالس النفائس ص 172 و فرهنگ سخنوران شود.
فرهنگ فارسی
از شاعران قرن دهم هجری و از تربیت شدگان ابن حسین میرزا بود.
جمله سازی با مقصود غلام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غلام گفت: مولايم ! بر منت بگذار و مرا از مقصود خود آگاه ساز تا با تمام وجود در راهآن بكوشم. همسايه حسود گفت: هنوز وقت آن نرسيده. يكسال گذشت روزى او را خواست و گفت:
💡 تا مقصود خود از هلاک من حاصل کنی ملک هم چنان کرد و در مجمع خلق آن آن تیر بنام اللَّه بینداخت. تیر بگوشه سر وی رسید. غلام دست خویش بر گوشه سر نهاد و فرمان حقّ بدو رسید. آن مردمان که حاضر بودند، چون آن حال دیدند، همه ایمان آوردند گفتند: آمنّا بربّ الغلام، آمنّا بربّ الغلام! ملک را گفتند: اکنون افتادی در آنچه از آن حذر میکردی! خشم ملک زیادت شد و تمرّد و طغیان وی در کفر بالا گرفت و بفرمود تا بر سر کویها اخدودها کندند کوههای عظیم و در آن کوهها آتش افروختند و آن جمع مؤمنان را یکان یکان میآوردند و در آتش میافکندند. کار بزنی رسید که طفلی بر برداشت. او را گفتند: اگر از دین خویش باز گردی و با ملّت کفر آیی، و گر نه ترا با این طفل بآتش افکنیم. دلش بآن طفل بسوخت. خواست که از دین خویش برگردد، تا آن طفل را نسوزند. آن طفل بآواز آمد گفت: یا امّاه اصبری فانّک علی الحقّ. ای مادر صبر کن و از دین خویش برمگرد که تو بر حقّی و دین تو حقّ است، راست و درست.