لغت نامه دهخدا
مقصودجویی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) کامجویی. آرزوخواهی. طلب مراد:
شبی بود از در مقصودجویی
مراد آن شب ز مادرزاد گویی.نظامی ( خسرو و شیرین ص 131 ).
مقصودجویی. [ م َ ] ( حامص مرکب ) کامجویی. آرزوخواهی. طلب مراد:
شبی بود از در مقصودجویی
مراد آن شب ز مادرزاد گویی.نظامی ( خسرو و شیرین ص 131 ).
کامجویی. آرزو خواهی. طلب مراد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بینیم مقصود این قوم چیست چنین فتنه و جنگ جویی ز کیست