مفت بازی
مترادفها
شوخی، مسخرهبازی، لودگی، بیهودگی
متضادها
جدی بودن، وقار، نزاکت
لغت نامه دهخدا
مفت بازی. [ م ُ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی مفت باز. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به مدخل قبل شود.
فرهنگ عمید
مفت باختن، چیزی را به رایگان از دست دادن.
فرهنگ فارسی
حالت و چگونگی مفت باز
جمله سازی با مفت بازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آندرسن پیش از بازی در فیلم مرگ در ونیز که برای وی رسمیت و شهرت بینالمللی به ارمغان آورد، تنها در یک فیلم به نام یک داستان عاشقانه سوئدی ایفای نقش کرده بود. هر چند که فروش فیلم در گیشهها نسبتاً کم بود، آندرسن به خاطر بازیاش در نقش تادزیو، مورد توجه قرار گرفت؛ نوجوان زیبای لهستانی که نقش اصلی فیلم یعنی گوستاو فون اشنباخ (با بازی درک بوگارد) را مجذوب و مفتون خود ساخت. تاریخنگار سینمایی لورنس. جی کوئیرک در اثر خود با عنوان فیلمهای عاشقانه بزرگ (۱۹۷۴)، نظر داد که «برخی سکانسهای آندرسن میتواند از فریم جداشده و بر دیوارهای لوور و واتیکان آویزان شود.»