لغت نامه دهخدا
معاشقه کردن. [ م ُ ش َ ق َ / ش ِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عشقبازی کردن. عشق ورزیدن با یکدیگر. و رجوع به معاشقه شود.
معاشقه کردن. [ م ُ ش َ ق َ / ش ِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) عشقبازی کردن. عشق ورزیدن با یکدیگر. و رجوع به معاشقه شود.
( مصدر ) عشقبازی کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این فهرست شامل جانوران (پرندگان، پستانداران، حشرات، خزندگان، ماهی و غیره) است که رفتار همجنسگرایانه شامل سکس، جفتگیری، معاشقه، محبت یا بزرگ کردن فرزند توسط آنها مستند شدهاست.
💡 محرکها را میتوان بر اساس حس درگیر در سه دسته لامسه، بینایی و بویایی طبقهبندی کرد. محرکهای شنیداری نیز ممکن سبب تحریک شوند، اگرچه عموماً در نقش ثانویه نسبت به سه مورد دیگر در نظر گرفته میشوند. محرکهای شهوتانگیزی که منجر به تحریک جنسی میشوند میتوانند شامل مواردی همانند مکالمه، متن، فیلم یا تصویر، بو یا محیطی باشد که منجر به پدیدار شدن افکار و خاطرات اروتیک در فرد شود. با توجه به زمینه مناسب، این موارد ممکن است منجر به تمایل فرد به تماس فیزیکی، از جمله بوسیدن، بغل کردن، و معاشقه(به انگلیسی: Make out) شود. این محرکها میتوانند باعث افزایش تمایل فرد به تحریک مستقیم جنسی شوند.