مشک بر زخم افش
لغت نامه دهخدا
مشک بر زخم افشاندن. [ م ُ / م ِ ب َ زَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تازه کردن زخم و ایذاء رسانیدن. چرا که زخم از مشک تباه میشود. ( غیاث ) ( آنندراج ). رجوع به ماده قبل شود.
جمله سازی با مشک بر زخم افش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر پری را که گرد میانگیخت نافه مشک بر زمین میریخت
💡 خطت دمید ز رخ یا قضا به خامه ی قدرت ز مشک بر ورق گل نگاشت خط غباری
💡 چو لاله مشک بر آتش نهادند چو غنچه نافههای چین گشادند
💡 دوش آمد دست سوده و آسوده آسوده ز رنج و مشک بر مه سوده
💡 میان مشک و خطت فرق نیست یک سر موی ولیک موی تو از مشک بر سر آمده است
💡 افتادهام چو مشک بر آتش به جرم آنک در بر هزار نافه خاطر گشادهام