مسخره امیز

لغت نامه دهخدا

( مسخره آمیز ) مسخره آمیز. [ م َ خ َ رَ / رِ ] ( ن مف مرکب ) درخور سخره. شایسته ٔمسخره کردن. درخور استهزاء. و رجوع به مسخره شود.

فرهنگ فارسی

( مسخره آمیز ) آنچه که مقرون بمسخره واستهزائ باشد: بالحن مسخره آمیزی گفت... مسخره بازی. ۱- مسخرگی. ۲ - انجام دادن امور بصورت مسخره و غیر جدی. یا مسخرهبازی در آوردن.۱ - مسخرگی کردن. ۲ - کارها را بصورت مسخره و غیر جدی انجام دادن: مسخرهبازی در نیار. یامسخره بازی کردن. مسخره بازی در آوردن.

جمله سازی با مسخره امیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تامپسون موقتی ادعا کرد که نامه را برخلاف مادرش برای وکیل زلنیک فرستاده‌است که به صورت تقلید مسخره آمیز برای القای احساس «شرم» در زلنیک تنظیم شد.

💡 این فیلم تقلید مسخره آمیز از سری فیلم‌های بیچ پارتی است که در دهه ۱۹۶۰ محبوبیت پیدا کرده بود.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز