مستوفی عبدالله

دانشنامه آزاد فارسی

مُستوفی، عبدالله (تهران ۱۲۵۵ـ۱۳۲۹ش)
مُستوفی، عبدالله
رجل سیاسی اداریِ اواخر عهد قاجار در ایران. پدرش از مستوفیان دورۀ ناصرالدین شاه بود. عبدالله مستوفی به درستکاری و شهامت در امور اداری شهرت داشت. در صدارت عبدالمجید میرزا عین الدوله، رئیس نان تهران بود اما مشکلات و فشارهای برخی افراد ازجمله صدر اعظم متنفّذ سبب شد تا استعفا دهد. در سلطنت رضاشاه پهلوی، مدتی استاندار آذربایجان شد، امّا در آن جا هم با سرلشکر شاه بختی، فرماندۀ لشکر آذربایجان که در امور استان مداخله می کرد، برخوردهای تندی داشت و درنتیجه هر دو از سوی رضاشاه برکنار و به تهران فرا خوانده شدند. مستوفی پس از بازگشت به تهران به ریاست ادارۀ کل ثبت اسناد و املاک منصوب شد، و به مبارزه با فساد و رشوه و سوء استفاده های مالی و اداری پرداخت و وضع مناسبی بر ثبت اسناد و املاک حاکم کرد. وی سه جلد کتاب به نام شرح زندگی من یا اوضاع اداری و اجتماعی دورۀ قاجاریه نوشته است، که از منابع درجه اول آن دوره محسوب می شود. مستوفی در این کتاب با نثری بسیار شیوا و شیرین، چگونگی دولت، ادارۀ کشور، سرجُنبانان اداری، طرز زندگی و اوضاع اجتماعی مردم روزگار خود را به رشتۀ تحریر درآورده است. عمده شهرت وی به سبب تألیف این کتاب جذاب و خواندنی است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی نور] عبدالله مستوفی نویسنده کتاب (شرح زندگانی من) در سال 1294ق1255/ش در محله سرچشمه تهران متولد شد و در خانواده ای متدین و برجسته تربیت یافت.
وی جزء نخستین فارغ التحصیلان مدرسه سیاسی بود که به ابتکار میرزا حسن خان مشیرالدوله (بعدها پیرنیا) تاسیس شده بود. مستوفی در آن جا زبان فرانسه را فراگرفت و با علی اکبر دهخدا آشنا شد. این ارتباط، به رغم پنج سال و نیم دوری از ایران، به سبب کار در سفارت ایران در پترزبورگ روسیه، هم چنان برقرار ماند. گرچه عمده سال های زندگی مستوفی با رجال دولتی و در فراز و نشیب امور مملکت و تجربه کاری های مختلف سپری شد، اما او از روزگار جوانی به نویسندگی رغبت تمام داشت.
وی در دوران صدراعظمی عین الدوله، رئیس نان تهران بود و در اثر بلوای نان، ناچار به استعفا شد.
وی، استاندار آذربایجان (قبل از تقسیم به شرقی و غربی) و سیاستمرد دوران قاجاری و پهلوی بود. در دوران رضاشاه به استانداری آذربایجان رسید و مدتی با سرلشکر محمد شاه بختی، که فرمانده لشکر آذربایجان بود، درگیری داشت که منجر به احظار هردو آنان گردید.
در بازگشت به تهران، به ریاست اداره کل ثبت اسناد و املاک منصوب شد.
او مولف اثر سه جلدی شرح زندگانی من (انتشارات زوار تهران) است.

جمله سازی با مستوفی عبدالله

💡 در سال ۷۴۰ هجری در تاریخ گزیده نوشته حمدالله مستوفی لک‌ها قسمتی از کردها به حساب آورده شده‌اند و وی از مناطق لک نشین به عنوان یکی از شانزده ولایت کردستان یاد کرده‌است. برخی منابع لک‌ها را جنوبی‌ترین گروه از طوایف کرد ایرانی می‌دانند. دایرةالمعارف فارسی آنان را زیرگروهی از مردم کرد طبقه‌بندی می‌کند. عبدالله شهبازی نیز چنین نظری دارد.

💡 عبدالله مستوفی گفته است او به شاعران فرانسوی پول می‌داده تا اشعارش را ترجمه کنند و سپس آنها را در دفتری دوزبانه جمع‌آوری کرده و هدیه می‌داده است. مستوفی گفته است همه به علت اشعار نه‌چندان قوی او در غیابش به او می‌خندند و در پیش رو از او تحسین می‌کنند. احتشام‌السلطنه نیز گفته است:

💡 ابوتراب بیگ فرزند چهارم ملک بهرام ابتدا مستوفی مشهد در زمان شاه طهماسب بود، بعداً در دوره شاه اسماعیل دوم وزیر مرتضی قلی خان پرناک حاکم مشهد شد و در همان مکان درگذشت. ابوطالب بیگ پنجمین پسر بهرام بیگ هم در عهد شاه اسماعیل دوم سمت استیفای علیقلی بیگ شاملو، بیگلربیگی هرات را بر عهده گرفت و سرانجام در اوایل پادشاهی شاه عباس در زمان محاصرهٔ هرات توسط عبدالله خان اوزبک کشته شد..