فرهنگ عمید
۱. عاریت آورده شده برای او.
۲. (ادبی ) در بیان، کلمه ای که به مستعارمنه تشبیه می شود.
۱. عاریت آورده شده برای او.
۲. (ادبی ) در بیان، کلمه ای که به مستعارمنه تشبیه می شود.
رجوع شود به:استعاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به بوی بی بقایی مغز خامت مست می گردد به رنگ مستعاری خویشتن را بوستان بینی
💡 چراغ صبح و دم مستعار هر دو یکی است بقای خرده جان و شرار هر دو یکی است
💡 کی کمال نور مه نقصان گرفتی در خسوف گر ز عکس جام وی بودی فروغش مستعار
💡 اشعار وی در مجلات و مجموعهها و یادنامهها با نامهای مستعار گوناگون از جمله «طراز تبریزی» به چشم میخورد.
💡 خویشتن در صورت سگ بازیابی آنزمان کز سر توبرکشد مرگ این لباس مستعار
💡 جاوید باد دولت و عمر تو در جهان زیراکه عمر و دولت تو مستعار نیست