مزدوج شدن
مترادفها
ازدواج کردن، وصلت کردن، پیوند خوردن
متضادها
مجرد شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{conjugation} [شیمی، مهندسی بسپار] عدم استقرار الکترون های π در مولکول هایی که به صورت یک درمیان پیوندهای یگانه و دوگانه دارند
دانشنامه آزاد فارسی
مُزْدَوَج شدن (conjugation)
در شیمی آلی، تغییر تناوبی پیوند های دوگانه (یا سه گانه) و یگانۀ کربن ـ کربن در هر مولکول. نمونۀ آن در پِنتا ـ ۱، ۳ دی ان، H۲C=CH-CH=CH-CH۳، دیده می شود. مزدوج بودنسبب پایداری بیشتر مولکول می شود، زیرا فعالیت این نوع از پیوند های دوگانه نسبت به پیوندهای دوگانۀ مجزاکمتر است.
ویکی واژه
عدم استقرار الکترونهای π در مولکولهایی که بهصورت یکدرمیان پیوندهای یگانه و دوگانه دارند.
جمله سازی با مزدوج شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مزدوج شدن عبارت است از همپوشانی یک اوربیتال p با یک اوربیتال p دیگر در طول یک پیوند σ (در فلزات واسطه، اوربیتالهای d نیز میتوانند دخیل باشند).
💡 مزدوج شدن گروه کربونیل با یک پیوند دوگانه از نوع آلفا - بتا، نوار کششی C=O را به طرف فرکانس پایینتر (cm−1 ۱۷۰۰ –۱۶۸۰) منتقل میکند.
💡 در بسیاری از فرهنگهای مختلف، مراسم ازدواج تنها یک پیوند قانونی نیست، بلکه فرآیندی پیچیده برای مزدوج شدن دو خانواده و ایجاد پیوندهای اجتماعی جدید است.
💡 برخی معتقدند که برای مزدوج شدن موفقیتآمیز در زندگی مشترک، باید قبل از عقد، در مورد ارزشها و اهداف بزرگ زندگی با هم صحبت کرد.
💡 در متون حقوقی قدیمی، واژه مزدوج شدن به معنای ایجاد یک رابطه قانونی و رسمی بین دو طرف برای تشکیل واحدی جدید در جامعه به کار میرفت.