فرهنگستان زبان و ادب
{dry prairie} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری در شیب ها و بلندی های زهکشی شده که غالباً مجاور مرغزار معتدل است
{dry prairie} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] مرغزاری در شیب ها و بلندی های زهکشی شده که غالباً مجاور مرغزار معتدل است
مرغزاری در شیبها و بلندیهای زهکشیشده که غالباً مجاور مرغزار معتدل است.
💡 آه این چه آتشست که از ذوق سوختن روید چو خار خشک گل از مرغزار عشق
💡 عشق تو در مرغزار عقل زد آتش از تر و از خشک مرغزار بپرداخت
💡 بنده و آزاد اعدا را بمالیدی بتیغ چون فتد در مرغزار آتش بسوزد خشک و تر
💡 بسوخت آتش عشق تو تر و خشک مرا چنین کند چو در افتد به مرغزار آتش
💡 خشک شد خشک مرغزار ادب تیره شد تیره جویبار حکم