یکی به دو
لغت نامه دهخدا
یکی به دو. [ ی َ / ی ِ ب ِ دُ ] ( اِ مرکب ) ( اصطلاح عامیانه ) یکی با دو. نزاع. ستیزه. مجادله. محاجه. مکابره.
- یکی به دو کردن؛ مشاجره لفظی. گفت وشنودی که از روی عصبانیت صورت گیرد. ( از فرهنگ لغات عامیانه ).
فرهنگ معین
( ~. بِ دُ ) (اِمر. ) (عا. ) ستیزه، بگو مگو.
فرهنگ عمید
گفتگوی بی جا و بی معنی، مشاجره، ستیزه کردن.
* یکی به دو کردن: (مصدر لازم ) [عامیانه، مجاز] گفتگوی بی جا و بی معنی کردن، مشاجره کردن، ستیزه کردن.
ویکی واژه
(عا.)
ستیزه، بگو مگو.
جمله سازی با یکی به دو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ما چو احول نه ایم ای بینا کی چو احول یکی به دو بینیم
💡 هم از او گوید و از او شنود نه چو احول یکی به دو بیند
💡 چو شیرین از بَرِ خسرو جدا شد ز نزدیکی به دوری مبتلا شد
💡 لیس فی الدار غیره دیّار احول است آن یکی به دو بیند
💡 نعمت الله یکی است در عالم کی چو احول یکی به دو بیند
💡 در این پروژه تحقیقاتی، نسبت موفقیت به شکست به صورت یکی به دو برآورد شده است که نشاندهنده نیاز مبرم به اصلاح استراتژیهای فعلی شرکت میباشد.
💡 اگر نرخ رشد جمعیت در این منطقه با نرخ کاهش منابع طبیعی به نسبت یکی به دو برسد، با بحرانهای زیستمحیطی بسیار شدیدی روبرو خواهیم شد.
💡 آمارهای اقتصادی نشان میدهد که برای هر یک واحد سرمایهگذاری، سود حاصله به نسبت یکی به دو در مقایسه با سال گذشته افزایش چشمگیری داشته است.