لغت نامه دهخدا
مرغ فروشی. [ م ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حرفه و عمل و شغل مرغ فروش. رجوع به مرغ فروش شود. || ( اِ مرکب ) محلی که مرغ در آن فروشند.
مرغ فروشی. [ م ُ ف ُ ] ( حامص مرکب ) حرفه و عمل و شغل مرغ فروش. رجوع به مرغ فروش شود. || ( اِ مرکب ) محلی که مرغ در آن فروشند.
شغل و عمل مرغ فروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «اینجا[=گودال لطفی]، مرکز بزرگ مرغ فروشی است و عدهای کبوترباز حرفهای، در این محل به فریبکاری مشغولند، زیرا کبوترانی که میفروشند، طوری تربیت کردهاند که پس از فروش، همین که به هوا پرواز کردند، به سوی محل اصلی بازمیگردند!»