مرافعه بردن

لغت نامه دهخدا

مرافعه بردن. [ م ُ ف َ / ف ِ ع َ / ع ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) طرح دعوی کردن: مرافعه به کسی بردن؛ به او شکایت بردن. از او داوری خواستن: القصه مرافعه این سخن به قاضی بردیم و به حکومت عدل راضی شدیم. ( گلستان سعدی ).

فرهنگ فارسی

به او شکایت بردن

جمله سازی با مرافعه بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مساءله 4 - بردن مرافعه نزد قاضيان جور يعنى كسانيكه جامعشرائط قضا نيستند عملى حرام است، و اگر كسانى چنين كارى مرتكب شوند گناه كردهاند و آنچه كه بخاطر حكم آنگونه قاضى بدستشان مى رسد حرام است هر چندطلبىباشد كه از محكوم عليه داشته است، البته اين در خصوص طلب و دين است، اما در موردعين، حرام بودنش مانند جائز بودنش محل اشكال است، مگر در صورتيكه گرفتن حق جز ازاين طريق ترافع نزد قاضى جور محقق نشود كه در اينصورت جواز آن بعيد نيستمخصوصا در جائيكه صرف نظر كردن از حق بر او دشوار و حرجى باشد، و همچنين اگردر موردى گرفتن حق موقوف به سوگند دروغ باشد جائز است.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز