مراعات کردن

لغت نامه دهخدا

مراعات کردن. [ م ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نگهداری کردن. مشفقانه مراقبت کردن:
مراعات دهقان کن از بهر خویش.سعدی.غم جمله خوردر هوای یکی
مراعات صد کن برای یکی.سعدی.فقرا و تنگدستان را مراعات کن.( مجالس سعدی ). || رعایت جانب و خاطر کسی کردن. ملاحظه حال او کردن. پروای دیگران داشتن. در حق کسی توجه و عنایت داشتن:
دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
در کار من قدم ننهادی به پایمردی.خاقانی.نگویم مراعات مردم مکن
کرم پیشه با مردم گم مکن.سعدی.|| ملاحظه کردن. پروا کردن: اما دوستی بود ما را که برجای فرودآمدند و در دنبال ما نیامدند و مراعات کردند. ( تاریخ بیهقی ص 597 ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رعایت یکدیگر کردن. ۲- توجه کردن مراقبت کردن. ۳ - جانب چیزی نگهداشتن.

جمله سازی با مراعات کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درجه رضایت مردم سوئیس از این سیستم سیاسی، که به شهروندان اجازه می‌دهد تا وزنه تعادلی باشند و فشار اداری برای مراعات کردن حقوق عمومی بر نهادهای اجرایی و احزاب سیاسی، همیشه بسیار بالا و نزدیک به ۸۰٪ بوده‌است. با این حال این سیستم به همراه خودش کندی تغییرات سیاسی را به همراه دارد، مخصوصاً «تهدید همه‌پرسی» که می‌تواند تمام نهادها و ارگان‌ها را برای مخالفت با یک قانون تحریک کند.

💡 پرسیدند از فتوت گفت: مراعات نیکو کردن و بر موافقت دایم بودن و از نفس خویش به ظاهر چیزی نادیدن که مخالف آن بود باطن تو.

💡 ای رای تو مردمی و احسان کردن خوی تو مراعات غریبان کردن

💡 این بنده مراعات نداند کردن زیرا که به گل رفته فرو تا گردن

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
نشانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز