محله دار

لغت نامه دهخدا

محله دار. [ م َ ح َل ْ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) نگهبان محله. کدخدای محله. رئیس محله که در تحت فرمان کوتوال می باشد. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با محله دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با توجه به اینکه در قرن اخیر تمامی مشاهیر ایران سعی کرده‌اند به نحوی محل اقامت خود را به شمیران برسانند. می‌توان گفت که شمیران محله زندگی افراد خاص و ثروتمند کشور محسوب می‌شود اما منطقه شمیران خود نیز داری مشاهیر بسیاری در زمینه‌های هنری، ورزشی، تاریخی و سیاسی است که اینجا به نام چندین نفر از آنها اشاره می‌شود.

💡 آخر در این گفتن و شنیدن نزدیک نماز خفتن با آن گفتگوی بسر کوی آمدیم، گفت بشارت ترا که بمقصد اصل رسیدیم و موقف وصل دیدیم، دل خوش دار که تا سرای ما بسی نیست و در راه خوف کسی نه، که این محله هم کیشان منند و بیشتر خویشان من.

💡 برپاخاستگان پیکر سیدرکابزن کیا را تا پرده سر بر زمین کشیده و در میانة آن محله واژگونه به دار آویختند.

💡 به خدا پناه مى برم از اين كه تو را در محله ى كناسه [ كوفه ] به دار آويزند.

💡 امروزه بافت قدیم راوند یا راوند قدیم به محله‌های برباغ، توده، پاچنار و سرلت معروف است. معماری بومی آنجا از نوع معماری مناطق گرم خشک وشامل خانه‌های گلی با دیوارهای بلند، سقفهای گنبدی وگاه داری بادگیر و کوچه‌های کم عرض و پیچ در پیچ و آب انبارها است.

قماربازی یعنی چه؟
قماربازی یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز