محدودیت حمل
مترادفها
محدودیت جابهجایی، محدودیت حمل و نقل
متضادها
آزادی حمل
فرهنگستان زبان و ادب
{loading warranties} [حمل ونقل دریایی] محدودیت در بارگیری و جابه جایی گروه خاصی از کالاها که گاه ممکن است در بیمه نامۀ دریایی در نظر گرفته شود
ویکی واژه
محدودیت در بارگیری و جابهجایی گروه خاصی از کالاها که گاه ممکن است در بیمهنامۀ دریایی در نظر گرفته شود.
جمله سازی با محدودیت حمل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اولین گروه از زیردریاییهای کلاس-اِس شامل چهار قایق بود. آنها کوچکتر و کندتر از کلاسهای بعدی بودند و سلاح کمتری حمل می کردند، اما می توانستند با افراد کمتری سرنشین شوند. هر چهار مورد در چاتم داکیارد بین سالهای ۱۹۳۰ و ۱۹۳۲ ساخته شدند. در طول جنگ، آنها در آب های خانگی، به ویژه کانال مانش، و در سواحل اسکاندیناوی فعالیت می کردند. گروه دوم و سوم بعدی زیردریاییهای کلاس-اِس ظرفیت سوخت خود را افزایش می دهند تا به آنها اجازه عملیات بیشتر و غلبه بر این محدودیت را بدهد.
💡 همچنین مطابق گزارش خانهٔ آزادی که کشورها را بر اساس موانع دسترسی، محدودیتها در زمینهٔ محتوا و موارد نقض حقوق کاربران دستهبندی میکند، در سال ۲۰۱۴ میلادی وضعیت آزادی اینترنت در ایران به عنوان بدترین در جهان ارزیابی شدهاست. طبق گزارش این نهاد در سال ۲۰۱۷، حملات فنی برای دستکاری شبکهها، پس از دستگیری افراد به دلایل سیاسی-اجتماعی، دومین روش عمده برای کنترل اینترنت ارزیابی شدهاست که از سوی کشورهای چین، اتیوپی، ایران و سوریه به کار گرفته شدهاند.
💡 شرکتهای پست به مشتریان خود هشدار میدهند که برای ارسال بستههای بزرگ، قوانین سختی در مورد محدودیت حمل وزن و ابعاد کالاها در نظر گرفتهاند.
💡 به دلیل وجود محدودیت حمل در خطوط هوایی داخلی، مسافران باید پیش از خرید بلیط، وزن دقیق چمدانهای خود را با قوانین شرکت مطابقت دهند.
💡 در قراردادهای جدید حمل و نقل جادهای، محدودیت حمل مواد خطرناک به شدت افزایش یافته تا از بروز حوادث ناگوار در مسیرهای پرتردد جلوگیری شود.