مجلس گرمی
مترادفها
نشست دوستانه، جمع صمیمی
لغت نامه دهخدا
مجلس گرمی. [ م َ ل ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) مجلس آرایی.با سخنان مطبوع و حرکات و اطوار خوشایند حاضران مجلس را سرگرم کردن. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
مجلس آرایی
جمله سازی با مجلس گرمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 محمدعلی اسلامی ندوشن در مقالهای در شماره ۲۲۰ مورخ آبان ۱۳۴۵ در مجله یغما در خصوص او چنین مینویسد: این مرد که عنوان استاد و مرد آزاده بتمام معنی شایسته اوست، با بزرگواری، لطف محضر، ظرافت طبع و اطّلاعات بسیار وسیعی که در معارف اسلامی و ادب ایران دارد، هر جا که باشد به مجلس گرمی و غنای خاصّی میبخشد. دقّت نظر و وسعت معلومات استاد فرزان از مقالههای مختلفی که در مجله یغما و بعضی مجلّههای دیگر انتشار داده آشکار میشود؛ فرزان که مردی است معتقد و دیندار، حتی یک بیدین در بحث با او احساس تنگ حوصلگی نمیکند و او نیز با گشادهروئی به سخن دیگران، چه مخالف و چه موافق، گوش فرا میدهد. فرزان یکی از افراد معدودی است که چون بروند دیگر جانشین نخواهد داشت.»