لغت نامه دهخدا
مجلس فروزی. [ م َ ل ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) مجلس افروزی. روشن ساختن مجلس:
به مجلس فروزی دلم خوش بود
که چون شمع بر فرقم آتش بود.نظامی.و رجوع به مجلس فروز و مجلس افروزی شود.
مجلس فروزی. [ م َ ل ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) مجلس افروزی. روشن ساختن مجلس:
به مجلس فروزی دلم خوش بود
که چون شمع بر فرقم آتش بود.نظامی.و رجوع به مجلس فروز و مجلس افروزی شود.
مجلس افروزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مجلس فروزی دلم خوش بود که چون شمع بر فرقم آتش بود
💡 کسی کز بنگ در مجلس فروزی است شجاعت را پی کاشانه سوزی است
💡 چو گل افسانه در مجلس فروزی چو بلبل شهره در شیرین زبانی