لغت نامه دهخدا
مجاهد شاه. [ م ُ هَِ ] ( اِخ ) سومین از سلاطین بهمنی کلبرگه ( 776-780 هَ. ق. ) و رجوع به تاریخ سلاطین اسلام ترجمه عباس اقبال صص 286-289 شود.
مجاهد شاه. [ م ُ هَِ ] ( اِخ ) سومین از سلاطین بهمنی کلبرگه ( 776-780 هَ. ق. ) و رجوع به تاریخ سلاطین اسلام ترجمه عباس اقبال صص 286-289 شود.
سومین سلاطین بهمنی کلبرگه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد در سال دوم دبیرستان در سازمان جوانان جبهه ملی ایران فعالیت داشت او در برقراری اعتراضات ضد رژیم شاه در داخل دبیرستان فعال بود. در سال پنجم دبیرستان وارد نهضت آزادی ایران شد ولی وقتی که نهضت آزادی هم با دستگیری رهبرانش از فعالیت بازایستاد به دوستانش که سازمانی با هدف مبارزه مسلحانه تشکیل داده بودند، پیوست که بعدها نام سازمان مجاهدین را بخود گرفت.
💡 ملت عزيز ما با قيام دلاورانه خود و نثار خون فرزندان عزيز خود، نام ارجمند خود را درتاريخ و در صف اول مجاهدان اسلام ثبت نمود. امروز عقب نشينى ننگ آور و انتحار است.مخالفين شاه از هر گروه و دسته اى كه باشند بايد بدانند كه اگر به اين مار زخمىمهلت دهند، چنان ضربه اى مى خورند كه تا آخر در زير سلطه اجانب و نوكران آنان دستو پا زنند. ما مسؤ ول خداوند تعالى و نسل هاى آينده
💡 با کمال تأسف در همان موقع که مجاهدین در نتیجهٔ پیشرفت مختصری که کرده بودند تشجیع شده و حرارتی در آنها پیدا شده بود، آقایان بهبهانی و سایر علما که در مجلس بودند، عدهای را به آن سنگرها فرستادند و مجاهدین را قسم میدادند که برادرکشی نکنند و دست از جنگ بکشند. حتا از طرف مرحوم بهبهانی به آنها پیغام داده شده بود که من فوراً با هر خطری هست به باغ شاه می روم و به جنگ و خونریزی خاتمه میدهم.