لغت نامه دهخدا
مثل راندن. [ م َ ث َ دَ ] ( مص مرکب ) مثل آوردن. مثل زدن. مثل ذکر کردن. مثل نقل کردن:
راند خواهم ز گفته هات مثل
گفت خواهم ز کرده هات سمر.مسعودسعد ( دیوان چ رشید یاسمی ص 214 ).رجوع به مثل زدن شود.
مثل راندن. [ م َ ث َ دَ ] ( مص مرکب ) مثل آوردن. مثل زدن. مثل ذکر کردن. مثل نقل کردن:
راند خواهم ز گفته هات مثل
گفت خواهم ز کرده هات سمر.مسعودسعد ( دیوان چ رشید یاسمی ص 214 ).رجوع به مثل زدن شود.
( مصدر ) مثل زدن: راند خواهم ز گفته هات مثل گفت خواهم ز کرده هات سمر. ( مسعود سعد )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در راندن هر بوالهوس، گشتی به بدخویی مثل چون با ستم خو کردهای، با عاشق زاری بکن