مثال دادن

فرهنگ معین

(مِ. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) فرمان دادن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) فرمان دادن: گر مثالم دهد بمعذوری تا بخانه شوم بدستوری... ( نظامی. گنجین. گنجوی )

ویکی واژه

فرمان دادن.

جمله سازی با مثال دادن

💡 یک مثال آشنا یک تاب زمین بازی است که به عنوان یک آونگ عمل می کند. هل دادن فرد در حال نوسان در زمان مناسب با فاصله طبیعی نوسان مناسب (فرکانس تشدید آن) باعث می شود نوسان بالاتر و بالاتر برود (تا حداکثر دامنه نوسان)، در حالی که تلاش برای فشار دادن تاب با سرعتی سریعتر یا آهسته تر از آنچه انجام شد، قوس های کوچکتری ایجاد می کند. این به این دلیل است که وقتی فشارها با نوسانات طبیعی تاب مطابقت دارند، انرژی جذب شده توسط تاب به حداکثر می رسد.

💡 هر شخص می‌تواند به صورت غیررسمی نقش معلم را بر عهده بگیرد (به عنوان مثال هنگام نشان دادن نحوهٔ انجام یک کار خاص به یک همکار). در بعضی از کشورها، آموزش جوانان در سن مدرسه ممکن است به‌جای یک محیط رسمی مانند مدرسه یا کالج، در محیطی غیررسمی مانند خانواده (آموزش در خانه) انجام شود. برخی از مشاغل ممکن است نیازمند مقدار قابل‌توجهی آموزش (به عنوان مثال کشیش) باشد.

لنگیدن یعنی چه؟
لنگیدن یعنی چه؟
می‌گل یعنی چه؟
می‌گل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز