ضرب خوردگی

مترادف‌ها

فرورفتگی، آسیب، کجی

متضادها

سلامت، بدون آسیب

لغت نامه دهخدا

ضرب خوردگی. [ ض َ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی ضرب خورده.

فرهنگ عمید

۱. جایی که ضرب خورده.
۲. (حاصل مصدر ) ضرب خوردن.

فرهنگ فارسی

حالت و کیفیت و چگونگی ضرب خورده.

جمله سازی با ضرب خوردگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ضرب خوردگی قسمت‌های مختلف بدن را با کمپرس دم اسب التیام دهید.