لغت نامه دهخدا
متهم گونه. [ م ُت ْ ت َ هََ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) متهم وار. چون متهم: کفشگری را به گذرآموی بگرفتند متهم گونه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 537 ).
متهم گونه. [ م ُت ْ ت َ هََ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) متهم وار. چون متهم: کفشگری را به گذرآموی بگرفتند متهم گونه. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 537 ).
متهم وار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و در بخشنامه ديگرى نوشت: ببينيد هر كه متهم است كه از دوستان على است او را بكشيد،هر چند ثابت نشده باشد، به همين جهت مردم را به اين اتهام و شبهه و گمان در زير هرسنگى مى كشتند، به گونه اى كه اگر از دهان كسى سخنى اشتباها سر مى زد گردنشرا مى زدند، كار بجائى رسيد كه اگر كسى را متهم به كفر و زندقه مى كردند، محترمبود و كسى با او كارى نداشت، اما شيعيان مخصوصا در كوفه و بصره در امان نبودند.(137)
💡 و چنانچه ادعاى او باطل و نارواست نرمش و تهديد را درهم آميزى و او را به دينش سوگنددهى و با ياد خدا سرسختى او را درهم فرو ريزى سخنان بيهوده وجنجال را به ميدان نياورى، زيرا اين گونه سخنان نه خشم طرفمقابل را مى كاهد و نه تو را به مقصود مى رساند بلكه ناظران تو را متهم واقعى مىپندارند سخن ناهنجار شراره بديها را مى افروزد و سخن نيك آتش شر را خاموش مى كند.- و لا قوه الا بالله