واژه «مبادرت کردن» در زبان فارسی به معنای اقدام کردن، دست به کاری زدن، شروع کردن یک عمل یا پیشقدم شدن برای انجام کاری است و زمانی به کار میرود که فرد بدون تأخیر یا تردید، عملی را آغاز میکند. این واژه از ریشه عربی «بَدر» به معنای پیشی گرفتن و آغاز کردن گرفته شده و در فارسی به صورت فعلی ترکیبی استفاده میشود. هنگامی که گفته میشود کسی در انجام کاری مبادرت کرد، منظور این است که او آن کار را آغاز نمود و به سمت اجرای آن حرکت کرد. این واژه بیشتر در متون رسمی، ادبی و حقوقی به کار میرود و در گفتار روزمره کمتر استفاده میشود، اما مفهوم آن برای بیان شروع یک اقدام بسیار روشن و دقیق است. برای مثال، اگر گفته شود «او به کمک نیازمندان مبادرت کرد»، یعنی او پیشقدم شد و عمل کمک کردن را آغاز نمود. مبادرت کردن معمولاً همراه با اراده، تصمیم و آمادگی برای انجام یک کار است و نشاندهنده فعال بودن فرد در برابر یک موقعیت میباشد. در متون حقوقی نیز این واژه برای بیان آغاز یک اقدام قانونی یا عملی به کار میرود. از نظر معنایی، واژههایی مانند «اقدام کردن»، «شروع کردن»، «دست زدن به کار» و «پیشقدم شدن» به آن نزدیک هستند. این واژه بار رسمی و ادبی دارد و در نوشتارهای دقیق و علمی بیشتر دیده میشود. بنابراین، «مبادرت کردن» به معنای اقدام کردن و شروع نمودن یک عمل یا فعالیت با اراده و پیشقدم شدن در انجام آن است.
مبادرت کردن
لغت نامه دهخدا
مبادرت کردن. [ م ُ دَ / دِ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پیشی گرفتن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). اقدام کردن. به کاری دست زدن. و رجوع به ماده بعد شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - پیشی جستن. ۲ - تعجیل کردن. ۳ - اقدام کردن بکاری: مسعود... بتعجیل تمام مسرعان به امیر خراسان دوانید که...بجنگ سلجوقیان مبادرت نماید.