لغت نامه دهخدا
ماهی سرخ کن. [ س ُ ک ُ ] ( نف مرکب )که ماهی را بریان کند. که ماهی را برشته کند. || ( اِ مرکب ) قسمی تابه. تابه ای برای برشته کردن ماهی به روغن داغ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ماهی سرخ کن. [ س ُ ک ُ ] ( نف مرکب )که ماهی را بریان کند. که ماهی را برشته کند. || ( اِ مرکب ) قسمی تابه. تابه ای برای برشته کردن ماهی به روغن داغ. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
که ماهی را برشته کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای پنج سال اول، مدال افتخار انجمن به عنوان جایزه عبور شاه ماهی سرخ شناخته شده بود.
💡 تورشه تره نوعی خورش گیلانی است که در گیلان و نواحی غرب مازندران توسط مردم گیلک طبخ و معمولاً با ماهی سرخ شده یا ماهی دودی یا به تنهایی سرو میشود.
💡 دز زبان ژاپنی این ماهی کینمه دای (キンメダイ) به معنی ماهی سرخ دریایی چشم طلایی نامیده میشود و بیشترین صید ماهی در توکیو به این نوع ماهی اختصاص دارد.
💡 سس تارتار دارای مواد تند سس روسی است، بدون کچاپ. معمولاً با ماهی سرخ شده سرو میشود.
💡 خاک کافر دز بود تا گاو و ماهی سرخ رنگ تا ابد از نشر خون خصم بی پروای من
💡 گوبولی، قلیه ماهی، ماهی سرخ کرده، شوربا، چنگال، خم فروش، جلاب، نان تومشی، نان فلزی، تنوری، تنکی، فتیر، شلشلی، گپکی و نان رگاگ از جمله غذاها و خوراکیهای محلی بندرلنگه محسوب میشوند.