لغت نامه دهخدا
ماست دان. ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن ماست سازند. ( آنندراج ). آوند ماست و خیک ماست. ( ناظم الاطباء ). مِروَب. مِحقَن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
ماست دان. ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن ماست سازند. ( آنندراج ). آوند ماست و خیک ماست. ( ناظم الاطباء ). مِروَب. مِحقَن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
( اسم ) ظرفی که در آن ماست تهیه کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گفتهای: دانستهام شاهی گدای کوی ماست عمر اگر باقی بود زین بهترش دانی هنوز