ماتم زا
مترادفها
غمانگیز، اندوهآور
متضادها
شادیبخش، خوشکننده، شادمانکننده
لغت نامه دهخدا
ماتم زا. [ ت َ ] ( نف مرکب ) ماتم زاینده. آنچه ماتم آرد. سوک بار. غم افزا. اندوه آور. اندوه بار.
فرهنگ فارسی
ماتم زاینده آنچه ماتم آرد سوک بار
جمله سازی با ماتم زا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 منم که کردهام الماس نشئه مرهم را به مرگ عیش سیهپوش داغ ماتم را
💡 گه به غم گاه به ماتم گذرد شکر خدای که به هرحال بزودی گذران است امشب
💡 ای کرده شب باز پسین ماتم خویش گِل کرده، زمین ز دیدهٔ پر نم خویش
💡 مجلهٔ کرانگ! «دیگَرسو» را قدرتمندترین بیان فروشانته از دست و پنجه نرم کردنش با احساساتی همچون هراس، سرافکندگی، ماتمزدگی و درماندگی دانستهاست.
💡 هردم این خلوت نثارش غم شود . دل فسرده غرق در ماتم شود
💡 يعنى كسى كه در ماتم سالار شهيدان امام حسين عليه السلام بيتى سرود پس گريست ويا خود را به گريه زد، مر او را بهشت است.
💡 صدای سوزناک و ماتم زا نای خود را در فضای خالی سالن میپیچید و قلب هر شنوندهای را از شدت غم و اندوه به لرزه میانداخت.
💡 آن موسیقی بسیار غمگین و ماتم زا، فضای مراسم را چنان سنگین کرده بود که هیچکس جرئت نمیکرد حتی یک کلمه با دیگری صحبت کند.
💡 منظرهی ویرانشدهی شهر پس از وقوع آن بلای طبیعی، بسیار ماتم زا و تلخ بود و تصویری از ویرانی و ناامیدی را به نمایش میگذاشت.