لک گذاشتن
مترادفها
لک زدن، کثیف کردن
متضادها
پاک کردن
فرهنگ معین
( ~. گُ تَ ) (مص م. ) (کن. ) متهم کردن، رسوا کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) متهم کردن رسوا کردن: دختر. بی شرم.... میخواهی لک روی دخترم بگذاری ?
ویکی واژه
(کن.)
متهم کردن، رسوا کردن.
جمله سازی با لک گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در رابطه با جريان يهود و موضعگيرى آنها در براندازى اسلام، در ذكر غائله بنىقينقاع مفصلا صحبت كرديم و اينكه رسول خدا صلى الله عليه و آله خودش دستورقتل كعب را صادر فرمود و شب در بقيع به انتظار نشست، كاملاقابل دقت است، محارب و مفسد بايد از بين برود، آزاد گذاشتن او مساوى با حذف اسلام وسلب امنيت جامعه است.
💡 حدیث صحبت جانان مثال سیم و زرست گذاشتن به غم و یافتن به دشواری
💡 گذاشتن ز هوس، عمر خویش بر سر مال کشیدن این همه نقصان پی زیاده بس است
💡 اشتباهات کوچک در محاسبات مالی ممکن است در بلندمدت باعث لک گذاشتن بر اعتبار و سوابق حرفهای یک مدیر در شرکتهای بزرگ شود.
💡 او سعی داشت با رفتار ناصحیح خود، لک گذاشتن بر پیشینه خانوادگیاش را به کلی از بین ببرد، اما متأسفانه این اقدام نتیجهای معکوس داشت.
💡 لک گذاشتن بر تصویر یک برند معتبر، به دلیل یک جنجال تبلیغاتی اشتباه، میتواند سالها زمان و هزینههای سنگین برای ترمیم آن لازم باشد.